سایت بهترین ابزار


پیامدهای عملی قیام عاشورای امام حسین(ع) در زندگی اجتهادی، عملی و اقتصادی و سیاسی و ...

 

ارزیابى حادثه خونین کربلا و آثار و نتایج این قیام پرشور و فداکارى بى نظیر، نیازمند مطالعه اى گسترده است; این حقیقتى است که از مطالعه نوشته هاى دانشمندان به دست مى آید. درسهایى که قیام امام حسین(علیه السلام) به ما مى آموزد بسیار است که به بعضى از آنها اشاره مى کنیم:
1. هدف اصلى مصلحان حقیقى و پاسداران حق، تحکیم حق، کوبیدن باطل، احیاى نام خداوند، مواسات، اعتلاى دین و آزادى و عدالت اجتماعى است تا در پرتو آن طبقات محروم و ستمدیده بتوانند از حق خویش برخوردار شوند. امام حسین(علیه السلام) مى دید که ملّت اسلام در اثر تبلیغات سوء دشمن، فساد و ستم را پیشه کرده و عدالت، حریّت و کمالات را به فراموشى سپرده و به تبهکارى و بندگى شهوات روى آورده است. امام حسین(علیه السلام) مى دید که قوانین الهى در حال فراموشى و نابودى اند و اسلام عزیز فداى هوسرانیهاى افراد نالایق و خواسته هاى شوم بلهوسان شده است; پس قیام کرد و با نهضت خود اسلام را جانى تازه بخشید.
2. امام حسین(علیه السلام) به مردم فهماند که ملّت اسلام و بلکه هر ملّتى باید از زیر بار ستم نجات یابد.
3. با قیام امام حسین(علیه السلام) احکام اسلام و برنامه هاى عالى دینى و توحیدى پس از آنکه مدّت ها در حال فراموشى بود، دوباره محور زندگى مردم قرار گرفت.
4. قیام امام حسین(علیه السلام) این بصیرت را به مسلمانان داد که اسلام بالاتر از همه چیز است و براى برقرارى آن باید از همه چیز گذشت و براى بزرگداشت احکام و سنن آن فداکارى کرد.
5. نهضت عاشورا درس دیندارى و استقامت در برابر ظلم و کفر به مسلمانان و انسان ها داد و روح شهامت و شجاعت را در مسلمان ها زنده کرد.
6. قیام کربلا احساسات و عواطف دینى مردم را برانگیخت تا همه بدانند در پیشگاه چه کسى باید خضوع کرد.
7. حادثه خونین کربلا موجب تأسیس مکتب عالى فضیلت و تعلیم تربیت صحیح شد که خود رمز بقاى مذهب تشیّع و اسلام است.
8. این قیام زمینه ساز محکومیت بنى امیّه در ذهن مسلمانان و سایر ملل جهان شد. به نقل از سایت تبیان

بخش اول: چرایی فرهنگ عاشورا؛ مقدمه: «مقصود از فرهنگ عاشورا؛ مجموعه مفاهیم، سخنان، اهداف و انگیزه ها، شیوه های عمل، روحیات و اخلاقیات والایی است که در نهضت کربلا گفته شده یا به آنها عمل شده یا در حوادث آن نهضت، تجسم یافته است. این ارزش ها و باورها هم در کلمات سیدالشهداء(ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلی است. مجموعه آن باورها و ارزش ها و مفاهیم را می توان در عنوان های زیر خلاصه کرد: مقابله با تحریف دینی، مبارزه با ستم طاغوت ها، و جور حکومت ها، عزت و شرافت انسان، ترویج مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار، پیروزی خون بر شمشیر و شهادت بر فاجعه، شهادت بر فاجعه، شهادت طلبی و آمادگی برای مرگ، احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر و سنت های اسلامی، فتوت و جوانمردی حتی در برخورد با دشمن، نفی سازش با جوریا رضایت به ستم، اصلاح طلبی در جامعه، عمل به تکلیف به خاطر رضای خدا، تکلیف گرایی چه به صورت فتح یا کشته شدن، جهاد و فداکاری همه جانبه، قربانی کردن خود در راه احیاء دین، آمیختن عرفان با حماسه و جهاد با گریه، قیام خالصانه برای خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت در برابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان، ایثار، وفا، پیروزی گروه اندک ولی حق بر انبوه گروه باطل، هواداری از امام حق و برائت و بیزاری ازحکام جور، حفظ کرامت امت اسلامی، لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن انسان ها در راه ارزش ها و..» (مزروعی ،علیرضا مهندسی فرهنگ عاشور)
اهمیت فرهنگ عاشورا: نقش الگو در جهت دهی و سمت وسو دادن به زندگی انسانها همواره مورد توجه زیرا که الگو تاثیر عمیق در رفتار و کردار افراد و حتی جوامع دارد .از این رو فرهنگ عاشورا در طول تاریخ همواره برای جامعه اسلامی و مؤمنین الهام بخش بوده و به تعبیر روایت ، حرارتی در دلهای مؤمنین ایجاد کرده که هرگز به سردی نمی گراید.علاوه برآن فرهنگ عاشورا در زدودن خرافات و انحرافات واصلاح وبرقراری ارزشهای الهی،آسمانی نقش به سزایی دارد. تأمل وتدبر در جوانب مختلف نهضت عاشورا اهمیت هرچه بیشتر الگو بودن آن را اثبات می کند.زیرا که فرهنگ عاشورا، فرهنگی برخاسته از متن قرآن کریم و سیره اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. این فرهنگ قدرت و جاذبه فوق العاده و نیز زیبایی و درخشش منحصر به فرد داشته و در صورتی که درست و بدون کم و زیاد کردن اجزاء و تحریف معنوی و ظاهری ارائه شود، تحول آفرین و زندگی ساز است. وکوتاه سخن آنکه فرهنگ عاشورا همان زیربنای عقیدتی و فکری است که در امام حسین(ع) و شهدای کربلا و اسرای اهل بیت(ع) بود و سبب پیدایش آن حماسه و ماندگاری آن قیام شد

 
بخش دوم:الگوهای کاربردی عاشورا در جامعه امروز: با توجه به آموزه های سیاسی ،اخلاقی،مدیریتی ،می توان الگوهای کاربردی وبه عبارتی درسهای آموزشی از نهضت عاشورا در جهان امروزی دریافت کرد.چرا که فرهنگ عاشورا دائرةالمعارف ومملواز الگو ها ست.ودر روایتی ازامام حسین علیه السلام می خوانیم «فلکم فی اسوه»من برای شما الگو هستم(محمدی،محمد علی؛الگوهای عاشورایی،ص275)
ما به نمونه هایی از الگوهای کاربردی اشاره می کنیم.
الف.الگوهای کاربردی سیاسی:
1.الگوی کاربردی در باب ولایت مداربودن:درباب پیروی از ولایت فقیه وپذیرش حاکمیت او ،امروزه افرادی هستند که هنوز دچار اوهام غلط خود بوده وبیراهه می اندیشند.با مطالعه وآشنایی فرهنگ عاشورا والگوگیر والگو سازی آن می توان این مشکل را برطرف نمود. حضرت امام حسین علیه السلام در جریان عاشورا ؛هنگام اعزام به کوفه در منزلگاه بیضه در خطبه ای به اهل کوفه ،آنان را از عواقب تأسف بارپیمان شکنی برحذر داشت وفرمود :نامه های شما به دستم رسید فرستاده های شما پی در پی آمدند که شما با بیعت خود ما را تسلیم دشمن نمی کنید اگر بر بیعت خود ثابت بمانید به رشد وکمال می رسید. آنگاه امام این آیه شریفه را تلاوت نمود « فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیما( الفتح10)خداوند در این آیه به پیمان بستن وعواقب پیمان شکنی با پیامبر صلی الله علیه وآله اشاره کرده وفرموده است :ای رسول ما کسانی که با تو بیعت می کنند در حقیقت با خدا بیعت می کنند ...پس هر کس پیمان شکنی کند تنها به زیان خود پیمان شکسته . امام در واقع با استناد به این آیه ،به اهل کوفه وهمه مسمانان فهماند که پیمان بستن با پیامبر وامام معصوم علیه السلام در حقیقت پیمان با خداست وشکستن این پیمان نقض عهد الهی است وعواقب وخیمی در پی دارد.( پاک نیا،عبدالکریم؛پیامهای قرآنی عاشورا،ص88) بدون تردید عهد وپیمان با ولی فقیه ،همانند عهدوپیمان با معصوم(ع) می باشد،زیرا که در عصر غیبت ولی فقیه جانشین ونائب امام معصوم می باشد.
2.مبارزه با طاغوت واستعمار: از جمله مشکلات گریبانگیر در جوامع مسلمین ،وجود استعمار نو اقتصادی ،سیاسی وفرهنگی است ،که هر آزاده ای را خون دل می خوراند.با الگو گیری از نهضت جاوید کربلا می توان دست استعمار را از این کشورها کوتاه کرد. همه می دانیم که یکی از اصول حرکت امام حسین علیه السلام بیعت نکردن با یزید ومبارزه علیه او بوده است امروز گرچه یزیدی در کار نیست ولی «در زمان ماهم هستند کسانی که خط دین ستیزی را ادامه می دهند،با دین خدا در ستیزند ،نمی خواهند دین باشد،حاکمیت دینی باشد ،مثل همه قلدرهای دنیا[آمریکا وانگلیس]زورگویان زمان ما . [یعنی بنی امیه آن روز وامروز معاویه آن روز وامروز یزید آن روز وامروز فرقی نمی کند.[که ]حضرت امیر مومنان علی علیه السلام فرموده اند «من اراد ان یسئل عن امرنا وامر القوم فانا واشیاعنا یوم خلق الله السماوات والارض علی سنة موسی واشیاعه وان عدونا واشیاعه علی سنة فرعون واشیاعه»خط ما ودوستان ما خط موسی است وخط دشمنان ما خط فرعون،است..[ منظور آنکه] یزید ویزیدی ادامه دارد ،بنی امی ادامه دارد.(آیت الله استادی؛رضا عاشورا ومهدی باوران، ص72)
امروزه جوامع اسلامی با الگوگیری از این خط ومشی می توانند سایه استکبار واستعمار شوم را از جوامع خود برچینند.همانطورکه«جمله معروف «مهاتما گاندی»رهبر آزادی خواه هندوستان که برای رهایی مردم این کشور از یوق انگلستان در تاریخ ثبت شده است .او خطاب به مردم هندوستان چنین گفت: «من زندگی امام حسین،آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام وتوجه کافی به صفحات کربلا نموده ام؛برمن روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد،باید از سرمشق امام حسین پیروی کند.»(بیات حجت الله ؛عاشورا سرمشق انقلاب اسلامی ص298)

3.الگوی تشخیص خط ومشی قیامها واحزاب وجریانات:از جمله مسائل امروز جوامع تنوع وگوناگونی احزاب(همانند لبنان وایران) قیامها وفراخوانها(همانند عراق)ونیز تبلیغات مسموم کذایی عرفانهای کذایی وجریانات نوظهور در جوامع می باشد. به نظر می رسد از بحران زا ترین مشکلات این جوامع می باشد که افراد را در تشخیص صحت وسقم مدعای آنها با مشکل مواجه می کند. با تأمل ودر سخنان ابا عبدالله علیه السلام می توان در این مورد نیز الگو گیری کرد.زمانی که امام به هنگام شروع حرکت خود از مدینه مورد اعتراض عمرو بن سعید حاکم مدینه قرار گرفت.امام با الهام از آیه شریفه «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنی‏ مِنَ الْمُسْلِمین‏» گفته چه کس نیکوتر از گفته کسى است که مردمان را به خدا فراخواند، و خود عمل صالح کرد، و گفت که من نیز از مؤمنان به اسلامم‏ (فصلت33)پاسخ داد.فانه لم یشاقق الله ورسوله من دعا الی الله عزوجل وعمل صالحا ،قال اننی من المسلمین. امام در اینجا « به صراحت سه ویژگی با ارزش را در حرکت خود مشخص کرد از جمله دعوت به الله ،عمل صالح ،تسلیم در برابر حق.آن حضرت در حقیقت ضمن بیان معیار حرکتهای توحیدی ،به آیندگان می آموزاند که انقلابهای ارزشی[فراخوانها ودعوتهای احزاب ارزشی و..]را از غیر آن بشناسند وبدانند هرگروه وشخص که در برنامه خود دعوت به سوی خدا ،عمل صالح وتسلیم در مقابل حق را گنجانده، آن قیام [وآن حرکت وعمل حزب]الهی است وگرنه [هیچ]ارزشی ندارد.(اقتباس از پاک نیا،عبدالکریم؛همان،ص82).
ب.الگوی مدیریتی: از نهضت عاشورا می توان در مباحث مدیریتی واداره جامعه نیزالگوبرداری کرد. «برخورد امام با «عبید الله بن حر جعفی» از سرشناسان کوفه ودعوت از او برای همراهی از حماسه عاشورای امام وپاسخ منفی او بر یاری امام ؛عبیداله بن حر جعفی گفت من از نظر مالی یاریتان می کنم (دادن اسب تند رو وشمشیر)امام فرمود »ما برای شمشیر واسب تو نیامده ایم ،ما یاری کردن شخص تو را می خواهیم اگر توجان خود را از ما دریغ می داری ما نیازی به مال شما نداریم .سپس امام حسین علیه السلام آیه شریفه «وما کنت متخذا المضلین عضدا» تلاوت نمود وبا آن به ما آموخت که در مکتبهای توحیدی کارگزاران امین وجان برکف لازم است وافراد ترسو ضعیف النفس وضعیف الایمان ،هرگز نمی توانند دین حق را یاری کنند واز ارزشهای الهی پاسداری نمایند ، منحرفان سیاسی که استقلال فکری ،سیاسی واقتصادی دارند،نمی توانند تا پایان مقاومت کنند ودر یک کلام افرادگمراه وعاجز وناتوان درحرکتهای هدایت آفرینی [ومدیریتی نمی توانند نقش آفرین باشند.]افراد را باید در گردنه های سخت آزمایش کرد ونیروهای مخلص وتمام عیار را[جهت مدیریت واداره امور در جامعه ]انتخاب نمود.»(اقتباس از پاک نیا،عبدالکریم؛همان،ص88)
ج.الگوی اخلاقی وعرفانی:از الگوهای کابردی واقعه عاشورا ،می توان به جنبه های اخلاقی آن اشاره کرد. یکی از این آموزه های اخلاقی ،تکرار مکررآیه استرجاع(انا لله وانا الیه راجعون)از جانب حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام ، می باشد .امام پیش از شروع جنگ وهنگام اعزام به کربلا وهمچنین هنگام دریافت خبرشهادت ومشاهده یاران خود بارها این آیه را تلاوت می فرمودند؛این آیه واضح ترین شعار حق جویان وسالکان وادی عرفان می باشد که در هنگام برخورد با مشکلات ومشقات وکمبودها ومصائب از عمق جان به دریای بی کران فضل ورحمت الهی پناهنده شوند. این شیوه برخورد با شدائد ومصائب زندگی در دنیای امروزی فاقد معنویات ویا حداقل با معنویات کم نورمی تواند الگویی خوبی برای تغییر نگرش افراد به مادیات ورقابت سخت آنان در بعد مادی باشد.وبه عبارت واضح تر به انسانها جهانبینی دهد که دنیا سرای ماندگار نیست.وخلاصه آنکه این رفتار امام در تصحیح وتعدیل وتقویت ایمان ما ونحوه برخورد بادنیا نقش به سزایی دارد(اقتباس از همان). د.الگوگیری جامعه شناختی:ازآنجا که اصلاح فرد وجوامع از کژی ها وانحرافات،[دغدقه فکری]وخواسته باطنی هر انسان آزاده وکمال جویی است،با نگاه ورویکرد جامعه شناختی به نهضت وفرهنگ عاشورا ،می توان احیای ارزشهای اجتماعی[رنگ پریده در جوامع را مانند ایثار وفداکاری ،شهادت وامر به معروف ونهی از منکر ،همبستگی ووحدت ملی و...]دوباره احیا کرد.زیرا که ارزشها از جمله نیازهای کلیدی هر جامعه اند که به تعبیر جامعه شناسان«قوام جامعه»به آنهاست....از این رو وجود چنین ارزشهایی در جامعه انسانی امری حیاتی وضروی بوده ،احیای آنها بالندگی،نشاط،کرامت،معنویت وانسانیت را برای جامع به ارمغان می آورد.(اقتباس ازمریجی،شمس الله؛نقش نهضت حسینی در احیای ارزشهای اجتماعی ، ص92) این نکته را می توان ازکلام نورانی امام حسین علیه السلام دراین مورد برداشت کرد: « إِنمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی ص أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی وَ أَبِی‏»(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏44 ص:330 ، باب 37 )من نه به انگیزه خودخواهى و راحت‏طلبى قیام کرده‏ام و نه خوشگذرانى و نه براى تباهى و بیداد، بلکه در این اندیشه‏ام که امور جامعه و امت نیاى گرانقدرم را اصلاح کنم و آفت‏هاى سعادت سوز را از خرمن هستى آنان بزدایم ....مى‏خواهم جامعه و امت را از نگونسارى و اسارت نجات دهم و به خواست خدا کارش را به سامان آورم و اصلاح کنم؛ مى‏خواهم زورمداران را به قانون‏گرایى و عمل به قانون دعوت کنم و از ستم و بیداد و تجاوز به حقوق مردم هشدار دهم.( کرمى ،على در سوگ امیر آزادى-گویاترین تاریخ کربلا صص29-27)
نتجه گیری کلی:فرهنگ عاشورا قوت الگوسازی والگو دهی در همه زمانها ومکانها ودر ابعاد وجوانب مختلف اخلاقی عرفانی،اجتماعی ،مدیرتی،سیاسی و...دارد که ما به نمونه هایی اشاره کردیم.به گفته امام راحل ما هرچه داریم از محرم وصفرداریم.چرا که عاشورا ،عالیترین راه ورسم زندگی را برای جهانیان ترسیم می نماید واین حرکت مقدس درس درست زیستن،رسیدن به حیات معنوی،کسب مقامات عالی عرفانی واصلاح امور جوامع و...را می آموزاند.

منابع: 1. آیت الله استادی؛رضا؛ عاشورا ومهدی باوران، ره توشه راهیان نور؛دفترتبلیغات اسلامی حوزه؛نشرآیه حیات،چاپ اول،سال1386
2. بیات حجت الله؛ عاشورا سرمشق انقلاب اسلامی، ره توشه راهیان نور؛دفترتبلیغات اسلامی حوزه؛نشرآیه حیات،چاپ اول،سال1386
3.پاک نیا،عبدالکریم؛پیامهای قرآنی عاشورا، ره توشه راهیان نور؛دفترتبلیغات اسلامی حوزه؛نشرآیه حیات،چاپ اول،سال1386
4. علامه مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ، اسلامیه - تهران، چاپ: مکرر، مختلف.
5. مریجی،شمس الله؛نقش نهضت حسینی در احیای ارزشهای اجتماعی ره توشه راهیان نورسال83
6. مزروعی ،علیرضا مهندسی فرهنگ عاشور؛سایت سازمان تبلیغات اسلامی
7. محمدی،محمد علی؛الگوهای عاشورایی، ره توشه راهیان نور؛دفترتبلیغات اسلامی حوزه؛نشرآیه حیات،چاپ اول،سال1386
8. کرمى ،على ، در سوگ امیر آزادى-گویاترین تاریخ کربلا، ، نشر حاذق - قم، چاپ: اول، 1380ش. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: 1/100113471)



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

دانلود زیباترین نوحه های تصویری حسین سعادتمند

دانلود نوحه های تصویری هیئت فهادان دارالعباده یزد با صدای مرحوم حسین سعادتمند

دانلود نوحه از حسین سعادتمند (مداح یزدی) - 12 قطعه فیلم مداحی

آمده زینب در این دشت بلا                            غریب تشنه ای فریاد می زد

دشت ستم ها نینوا بود                                می بردم قرار دلم حدیث نینوای تو

عمه نظر میکنی به دشت سوزان                    بانگ ادرک اخا ز نینوا می آید

نهاد پا در فرات خواست لبی تر کند                 نهاد پا در فرات خواست لبی تر کند-نماهنگ

سکینه از سوز عطش بی قرار و نالان                 وقت جدایی رسید ز دیده ها خون چکید

صبر و قرار من                                           این زمین با منه ، خسته چرا یار نیست

دانلود نوحه های تصویری از سایر مداحان یزدی

الله الله یا رب یا رب                                     بی خبران گوش کنید

من و خیمه تو و میدان                                آمده میدان چون شاه شهیدان

ای کوفیان بی وفا                                     گل من که تنش



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

دانلود سرود محمد (ص) از حامد زمانی به صورت صوتی و تصویری به همراه متن شعر

شاعر: قاسم صرافان – حسین رستمی
انگلیسی: محسن راجردی
عربی: مرتضی آل کثیر
تنظیم کننده: نیما نورمحمدی
خواننده و آهنگساز: حامد زمانی

برای دانلود این آهنگ زیبا به صورت صوتی و تصویری از لینک های زیر استفاده نمایید:

دانلود آهنگ « محمد (ص) » با صدای حامد زمانی – صوتی – کیفیت 320

حجم فایل: 18.4 MB

دانلود آهنگ « محمد (ص) » با صدای حامد زمانی – تصویری – MP4

حجم فایل: 31.6 MB
متن شعر محمد (ص):

محمد مقتدای اهل عالم
محمد مصطفای آل آدم
محمد رحمه للعالمین است
رسول آسمانی بر زمین است

دلش دریایی و خلقش خدایی
نگاه روشنش شمس الضحایی
تبر بر دوش تا بتخانه آمد
حبیب الله سر مستان محمد

خودش خاتم خدا ختم کلامش
تمام مهربانی در سلامش
نهان در گیسوانش سر اسرا
شکسته شور فریادش قفس را

امین وحی رب العالمین است
امیر و سرور روح الامین است
یتیم مکه آقای جهان شد
محمد سید پیغمبران شد

احسنت یا بدر العجم
لبیک یا شمس العرب
ای حسن خلقت بی بدل
ای از تو عالم در عجب

طاهای ما یاسین ما
ای آیه هایت دین ما
ما قاری قرآن تو
تو حافظ آئین ما

یا منار الدروب
قد لجئت الیک
یا شفاء القلوب
السلام علیک

نبی المصطفی
نور للعالمین
سید الانبیاء
سید المرسلین

گاهی وقتا دلم بال و پر میزنه
با گریه خونه ی یارو در میزنه
بارون مرحمت می باره رو سرم
مدیون خوبی و لطف پیغمبرم

جاری شد در رگ و قلب ما خون تو
خورشید راه ما حالا مدیون تو
مکتب عشق تو دست ما رو گرفت
برق تکبیر ما کوچه ها رو گرفت

احساس و قلب من جامونده دستتون
ممنون از لطفتم آقای مهربون

Peace of the worlds rahmatan lil alamin
We will try to go on in your high path
what you commenced is the light of our manner
Peace of the worlds rahmatan lil alamin
bring compassion for the seen and the unseen

احساس و قلب من
we hail you
جامونده دستتون
we owe you
سایتون کم نشه
we praise you
آقای مهربون

دنبال راه تو
we love you
رودا دریا شدن
we need you
حرفای روشنت
we love you
حالا معنا شدن



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

دانلود نوحه و مداحی های جدید سال 1395

دانلود مداحی های جدید حاج محمود کریمی محرم 1395 به صورت صوتی

دانلود جلسه عزاداری شب اول محرم 95 از حاج محمود کریمی - هیأت رایة العباس (ع)

بخش اول - غزل مصیبت ( این اشک نیست گوهر بزم عزای توست )

بخش دوم - روضه ( هلال محرم که پیدا شده )

بخش سوم - زمینه ( گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما )

بخش چهارم -زمینه ( محرم شد و احیای دین عزای امیرالمومنین )

بخش پنجم - واحد ( سر زده ماه گریه ها وای من )

بخش ششم - واحد ( ماه ماه ماتمه اومد محرمت )

بخش هفتم - واحد ( کیمدی ابوالفضل باشینا )

بخش هشتم - دودمه ( هوای حرم دارم ز عشق تو سرشارم )

بخش نهم - شور ( وقتی برات گریونم و تا خیمه هات پر می زنم )

بخش دهم - شور ( کیمدی ابوالفضل باشینا )

دانلود مداحی شب دوم محرم 95 از حاج محمود کریمی

بخش اول - روضه ( شبنم گل لطیف تره از قطره های بارون )

بخش دوم - زمینه ( گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما )

بخش سوم - زمینه ( خیمه شد برپا دلشوره افتاده تو دل دختر زهرا )

بخش چهارم - واحد ( اینجا کجاست که دلم با دیدنش خونه )

بخش ششم - واحد ( پاره ی قلب مادرم از بر من دور مشو )

بخش هفتم - واحد ( قرق میشه محدوده ی خیمه ها )

بخش هشتم - شور ( جسمت زخمی مانده بر خاک )

بخش نهم - شور ( من تو دنیا سرگردونم )

داتود نوحه های شب سوم محرم 1395 از حاج محمود کریمی

بخش اول - روضه ( صد دانه یاقوت دسته به دسته )

بخش دوم - روضه ( یه موقعی اومدی که من نایی ندارم )

بخش زمینه ( گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما )

بخش چهارم - زمینه ( شبی که من جا موندم و وجودم و ماتم گرفت )

بخش پنجم - واحد ( روضه سر بسته تر بهتره )

بخش ششم - واحد ( میارم سوغات از کربلا تسبیح )

بخش هفتم - واحد ( چوبی به لبت نشسته دیدم )

بخش هشتم - دودمه ( منتظر مانده ام تا بیایی )

بخش نهم - شور ( با شهیدانت جان ما هم به قربانت )

دانلود مداحی های شب چهارم محرم 95 از حاج محمود کریمی

بخش اول - غزل ( نمیشه عاشق باشی و دلت نگیره )

بخش دوم - روضه ( با غمت زخم دل غم حاد شد )

بخش سوم - زمینه ( گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما )

بخش چهارم - زمینه ( تو خیمه هنوز من سر لشکرتم )

بخش پنجم - واحد ( سینه زن عمه ساداتیم )

بخش ششم - واحد ( نوای نینوا را دوست دارم )

بخش هفتم - واحد ( داری آتیش به بال و پرم میزنی )

بخش هشتم - شور ( سنگ تو رو به سینه میزنم یا امام حسین )

بخش نهم - شور ( عالم زینب والا زینب )

دانلود صوت شب پنجم محرم 1395 از حاج محمود کریمی

بخش اول - روضه ( تا چشم وا کردم در این دنیا تو را دیدم )

بخش دوم - زمینه ( مرده بودم زنده شدم عشق تو را بنده شدم )

بخش سوم - زمینه ( از زیر پلکهای پرخون دیدم دویدی تو میدون )

بخش چهارم - واحد ( ای دشمنا عموم چه بی حاله )

بخش پنجم- واحد ( ای یادگار عترت و قرآن بیا )

بخش ششم - واحد ( عمو رسیدم از حرم تا بیام با تو )

بخش هفتم - دودمه ( به میدان آمد عبدلله از خیمه گاه )

بخش هشتم - شور ( ای یار ای یارعباس یابن کرار )



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

دانلود آلبوم دشت کربلا با صدای حاج صادق آهنگران

http://mazhaby.persiangig.com/Ahangaran/Sadegh_Ahangaran_Dashte_Karbala.jpg

حضرت قاسم (ع)

نوای موسیقایی«حضرت قاسم(ع)» از آلبوم «دشت کربلا»؛ با صدای صادق آهنگران؛ شاعر «اسماعیل امینی»؛ آهنگساز«سید محمد میر زمانی»

حضرت علی اصغر (ع)

نوای موسیقایی«حضرت علی اصغر(ع)» از آلبوم «دشت کربلا»؛ با صدای صادق آهنگران؛ شاعر «فاضل نظری»؛ آهنگساز«سید محمد میر زمانی»

حضرت علی اکبر(ع)

نوای موسیقایی«حضرت علی اکبر(ع)» از آلبوم «دشت کربلا»؛ با صدای صادق آهنگران؛ شاعر «فاضل نظری»؛ آهنگساز«سید محمد میر زمانی»

علمدار

نوای موسیقایی«علمدار» از آلبوم «دشت کربلا»؛ با صدای صادق آهنگران؛ شاعر «عبدالرضا رضایی نیا»؛ آهنگساز«سید محمد میر زمانی»

دشت کربلا

نوای موسیقایی «دشت کربلا» از آلبوم «دشت کربلا»؛ با صدای صادق آهنگران؛ شاعر «حجت الله اباذری»؛ آهنگساز«سید محمد میر زمانی»

ذوالجناح

نوای موسیقایی«ذوالجناح» از آلبوم «دشت کربلا»؛ با صدای صادق آهنگران؛ شاعر «محمد جواد غفورزاده»؛ آهنگساز«سید محمد میر زمانی»

وداع

نوای موسیقایی«وداع» از آلبوم «دشت کربلا»؛ با صدای صادق آهنگران

برچسب ها: دانلود آهنگ دشت کربلا از آهنگران، دانلود صوت آلبوم دشت کربلا از حاج صادق آهنگران، دانلود مداحی دشت کربلا از آهنگران، دانلود مداحی حضرت علی اکبر (ع) از آهنگران، دانلود مداحی حضرت علی اصغر (ع) از آهنگران، دانلود نوحه حضرت قاسم (ع) از حاج صادق آهنگران،



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۱۸ دى ۱۳۹۵

توی اینستا یک ژانر عکاسی هست مربوط به عکس مکان های متروک.

جاهایی که روزگاری برو بیایی داشتند و حالا به هر دلیلی بی سکنه مانده اند و آدم ها دیگر سراغی از آنها نمی گیرند.

این مکان ها می توانند دهکده ها و شهرهایی باشند که به دلایل جنگ، عوامل طبیعی  و یا بسته شدن منبع اقتصادی شهر متروک شده اند و یا حتی مکان هایی مثل ساختمان های مسکونی و تجاری و کارخانه ها که صاحبانشان ترکشان کرده اند.

 حتی ماشین های قدیمی از کار افتاده و یا وسایلی که دیگر بلااستفاده اند.

به هر حال دنیایی است این دنیای متروکه ها...

دیشب دنبال کلمات سرچ شده توی وبلاگم بودم که سر در اوردم از دنیای متروکه وبلاگستان...

وبلاگ هایی که ماه هاست  رها شده اند و هیچ خبری از صاحبانشان نیست.

دقیقا همان حال و هوای دنیای عکس های متروکه بهم دست داد .

فقط اینجا به جای عروسک و لنگه کفش و یا بشقاب های ترک خورده ، این کلمات بودند که به حال خودشان رها شده بودند و البته خیلی ترسناک تر از دنیای عکس ها بود.

چون اگر به تاریخ نوشته ها نگاه نمی کردی ، انگار هنوز روح در وبلاگ جاری بود و می توانستی روزمرگی ها را دنبال کنی تا جایی که یکهو همه چیز بی هیچ پیش زمینه ای تمام می شد.

دیشب یک ساعت تمام داستان زندگی دختر 19 ساله ای را خواندم که به در پست های اول مجبور شده بود به زور پای سفره عقد بنشیند و از عشق قدیمیش دل بکند و 6 سال تمام شرح بالا و پایین زندگیش را نوشته بود و فرزندش را به دنیا آورده و درسش را ادامه داده بود و خلاصه زندگیش را می کرد تا جایی که یکهو نیست شد و یک سالی می شود که وبلاگش را به روز نکرده است.

در طول این 15 سال وبلاگ نویسی تجربه این را داشتم که بارها روز و شب همراه دلنوشت های کسی بودم و یکهو کلا وبلاگ را تخته می کرد و داستانش می شد یک پرونده ناتمام در ذهن من.

اما این روزها این یک پدیده فراگیر شد و وبلاگستان شد یک دهکده متروکه برای آدم ها و همه به اینستا و تلگرام کوچ کردند جز معدودی .

من اما، چسبیده ام به این صفحه سفید و آبی.

اینستا را هم به روز می کنم و یا مطالبم را تلگرام نشر می دهم  ولی نوشتن در وبلاگ برایم حال دیگری دارد.

به هر حال تجربه عجیبی بود این گردش شبانه در وبلاگستان متروک .

پ.ن: برای عقب نماندن از قافله

کانال تلگرام

صفحه اینستاگرام



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۱۸ دى ۱۳۹۵

تمام دیشب فکر می کردم.

بی تعارف بگویم کسی چشمم را گرفت.

تمام دیشب به این فکر می کردم که حالا چکار کنم؟

یاد آقای ام افتادم که وقتی بعد از بیست سال دیدمش، در لفافه گفت که چقدر توی دانشگاه بهم فکر می کرده است و من به تمام کارهایی که به خاطرش کرده بودم فکر کردم و تمام دل لرزیدن ها و تته پته کردن هایم آمد جلوی چشمم.

بهش گفتم خوب پس چرا نیامدی جلو؟ گفت: هیچ واکنشی از تو ندیدم و من قلبم ایستاد.

تمام آ« روزها فکر می کردم عاشقی تابلوتر از من در دانشگاه وجود ندارد و همه می دانند که چقدر درگیر شده ام.

و حالا بعد از بیست سال توی این گالری شلوغ و پرهیاهو به من می گوید هیچ واکنشی از من ندیده؟

دخترش را بوسیدم و خداحافظی کردم.

و یا آقای ش که تمام انرژیم را جمع کردم و به پشتوانه جلسات تراپی و خانم روانشناس بهش گفتم که حس واقعیم چیست؟ و او هم بعد از دوسال نفهمیده بود که تمام هست و نیستم را برایش گذاشته ام و تمام زندگیم به عشق او پیش می رود.

و یا آقای  ب که دوسال بعد از اینکه بهش گفتم ازش خوشم می آید سر و کله اش پیدا شد که بگوید فکرهایش را کرده و حالا می خواهد جلو بیاید و گفت آن زمان که گفتی برایم عجیب بود چون تو هیچ عملکردی مبتنی بر دوست داشتن نداشتی؟

و.....

و آن زمان فهمیدم که من عاشق بودن را بلد نیستم.

من آنقدر عمیق عاشق می شود که تا بخواهد از لایه های بیرونی نفوذ کند زمانم تمام شده و فرصت از کف رفته....

تنها چیزی که بلدم سرویس دادن بی نتیجه است.

اینکه بدویی تا هرچه او لب تر کرد سریع در اختیارش بگذاری...

کارهایی که به تو ربطی ندارد ولی می توانی را برایش انجام دهی...

ببری ، بیاری و هرچه می خواهد بهش تقدیم کنی....

و بعد هم در یک گوشه تاریک بنشینی و سیر نگاهش کنی...

و در حسرت این باشی که یک روز، جلو بیاید و بگوید که او هم دوستم دارد.

بعد هم نتیجه تمام آن حرف هاییست که بعد از تمام دلشکستگی ها و اشک ها شنیدم در زمانی که دیگر فایده ای نداشت.

این یعنی مسیری که می رفتم اشتباه بود.

سال ها اشتباه کردم.

سخت ترین کار توی این دنیا این بود که بگویم دوستت دارم و یا حتی بگویم از کسی خوشم آمده است.

فکر می کردم که خودشان می فهمند.

هرچند که هیچ کدام هیچ وقت نفهمیدند.

دیشب دقیقا زمانی مچ خودم را گرفتم که داشتم به تمام خوش خدمتی هایی که می توانم برای این رفیق از راه رسیده دلم انجام بدهم فکر می کردم و نقشه می کشیدم که این کار را اول برایش انجام دهم و یا آن یکی را...

بعد یکهو آب سردی روی سرم ریخته شد که چکار داری می کنی؟

دوباره ؟

همان مسیر اشتباه؟

چرا مستقیم نمی روی بهش بگویی که خوشت آمده ازش؟

همانطور که خانم دکتر همیشه می گفت؟

چه چیز را از دست می دهی؟

این روزهای زودگذر شاد را؟

این روزها هم که دایمی نیستند و به طرفه العینی بر باد می روند.

می گوید نه؟ از نه شنیدن می ترسی؟ بگوید نه چه می شود؟

هیچ چیزی نمی شود فقط این دفتر هم زودتر بسته می شود و اینهمه انرژی صرف چه خواهد شدها نمی شود.

مگر نه اینکه حس کرده ای او هم بی تمایل به تو نیست و همه رفتارش را اینگونه تفسیر کردی؟

پس این تعلل برای چیست؟

برای اینکه فکر نکند تو هم مثل بقیه دختر ها هستی؟

اینکه بخواهی اویزانش شوی و یا سو استفاده کنی ؟

فکر کند چه می شود؟ تو که نمی خواهی آویزان شوی و  خدا را شکر  آنقدر تامین هستی که نخواهی به کسی وصل شوی و یا جایگاه اجتماعی خودت را داری که نیاز به کسی نداشته باشی.

چرا بازی را برد- برد پیش نمی بری؟

دوست داشتن نباید اینهمه سخت و پیچیده باشد.

مگر نه اینکه به دوستت گفته بودی که آقای ه اگر دوستت دارد چرا نمی گوید؟ چرا جرات و شهامت ندارد؟ مگر نه اینکه شجاعت از شروط اولیه ات است.

پس چرا خودت اینهمه محطاط و محافظه کاری؟

از چه می ترسی؟

بلد نیستی بگویی دوستت دارم و این یک تابو است.

بشکن

پ.ن: می دانم که او هم مثل خیلی های دیگر که آمدند و رفتند، می گذرد و من همچنان در انفعال باقی خواهم ماند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

دو تا قطار بهم خورده اند و کلی آدم کشته شده و کلی دیگر هم زخمی شده اند.

فقط و فقط هم به خاطر اینکه دو تا آدم فقط کاری را انجام داده اند که وظیفه شان بوده است و برایشان تعیین شده و در کل ماجرا خبری از تفکر و تعقل نیست.

یکی کارش را انجام داده و چراغ را قرمز کرده چون باید قرمز می شد و دیگری کارش را انجام داده و چراغ را سبز کرده است چون قاعدتا باید سبز می بود.

هیچ خورده ای نمی شود بر این دو تن گرفت.

در روز با کلی آدم برخورد می کنیم که مثل این نفر فقط کارشان را انجام می دهند.

نه یک قدم پس و نه یک قدم پیش.

"وظیفه من نیست" هم جمله منطقی و محکمه پسندی است که مثل حناق گلوی آدم را می گیرد و زبانت را بند می آورد.

خیلی راحت می گوییم وظیفه ما نیست و راهمان را کج می کنیم.

به قول دوستی پولدار و بی پول، زن و مرد، تحصیل کرده و بی سواد هم ندارد.

شده ایم ماشین هایی که به طور مکانیکی کارشان را انجام می دهند.

نه حسی و نه تعقلی...

من معمارم.

قرار است ساختمان بسازم.

می سازم.

رمپ ندارد؟ به من چه .

منکه سالمم و بچه هم ندارم.

من پزشکم.

باید در روز 20 تا مریض ویزیت کنم.

نفر 21 است.

به من چه.

به اندازه کافی وقتم را صرف درس و مشق کرده ام و از زندگی غقب هستم.

من بقالم.

باید اجناس مورد نیاز را بفروشم.

این کارخانه جنسش خوب نیست؟ مهم نیست بیشتر به من سرویس می دهد و هدایایش بهتر است.

من داروسازم.

سود توی آرایشی بهداشتی است.

نحوه مصرف دارو را اشتباه نوشتم؟ مهم نیست.

من کارخانه دارم.

مهم تولید بیشتر است.

مواد اولیه ام کیفیت ندارد؟ وظیفه من نیست.

هابز گفت انسان گرگ انسان است.

راستش را بخواهی هابز را بیشتر از همه عرفا که معنقدند انسان دریای نوری است که دریچه اش را پلشتی گرفته باور دارم.

وقتی که انسانیت را فدای منافع کردیم...

وقتی که برای خودمان خط کشیدیم که فقط این حیطه عملکرد من است و خارج از آن به من چه؟

وقتی به نتایج بلند مدت رفتارمان فکر نکردیم...

وقتی خودمان را ارجح بر دیگری دانستیم...

وقتی ادم ها برایمان بی ارزش شدند....

دیگر اسممان انسان نیست.

همان گرگ درنده باشیم بهتر است.

پروتکل های رفتاری و ارزشی از بین رفته اند.

دیگر مرز خوبی و بدی را با تعاریف قدیمی نمی توان تفکیک کرد.

اما این ره به ترکستان است...

اکثر ما در جوانی می خواستیم جهان را تغییر دهیم.

جهان ما را تغییر داد و ما دست روی دست گذاشتیم.

اما تغییر از خود ما شروع می شود.

 از من که صبح وقتی رسیدم سر خیابان ماشین که جلوی پایم ترمز کرد پریدم تو ندیدم که 4 نفر قبل از من آنجا ایستاده بودند.

از منی که وقتی مشتری 200 تومان پول خرد نداشت کارش را لنگ گذاشتم و فرستادمش دنبال پول خرد. دستگاه کارت خوان از بانک قطع است و به من چه؟ او اگر می خواهد کارش انجام شود باید هزینه اش را بدهد.

از منی که موقع پارک کردن نگاه نکردم که پارک کردن در اینجا باعث می شود تا کسی نتواند به راحتی داخل کوچه شود.

از منی که فقط حرف زدم و شعار دادم و پای عمل رسید به منافع خودم فکر کردم.

 دنیا با من عوض می شود.

همانطور که طی این چند سال دنیا را به گند کشیده ام با خودخواهی هایم ....



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۱۸ دى ۱۳۹۵

دقیقا وسط این بلبشوی نارنجی مبارزه با خشونت علیه زنان کتاب " خاطرات یک گیشا" دستم رسید.  

کتابی که از بیست سال پیش تا بحال سودای خواندنش را داشتم.

گیشا در فرهنگ ژاپن قشر خاصی از جامعه هستند که برخلاف تفکر عامه روسپی نیستند و در حقیقت زنان هنرمندی هستند که سخت تعلیم دیده اند تا هنرهای خود را در مجالسعرضه کنند و ابزار سرگرمی مردان را فراهم آورند.

 آن ها دخترانی هستند که از کودکی تحت تعالیم خاصی برای خدمت رسانی به مردان تربیت می شوند. در زبان ژاپنی گی به معنی هنر و مهارت و شا شخص است. ترکیب گی شا یعنی هنرمند. گیشاها قدمتی 200 ساله دارند. این دختران از کودکی در گیشا خانه ( اوکیا ) آئین گیشایی را آموزش می دیدند که عبارت بوده از : رقص سنتی ژاپن، نواختن ساز و دانستن موسیقی سنتی ، پذیرایی با چای، گل آرایی ، شعر خوانی و دانستن ادبیات برای خوش بیانی.

گیشاها زنانی هستند که موسیقی، آواز، رقص و شعر، سخنوری و داستان‌سرایی بلدند و با تعالیم درازمدت در مؤسسه‌ها و آموزشکده‌های خاصی، با قدرت کلام، آواز، هنر شعر و موسیقی و صدای خود، دیگران را سرگرم می‌کنند و به شکلی انفرادی مجموعه‌ای از هنرها را به نمایش می‌گذارند. گیشاها در بداهه‌گویی و بیانِ افسانه‌های حماسی، عاشقانه و تاریخی مهارت خاصی دارند و بنابراین لازم است خلاقیت و بهرة‌ هوشی بالایی داشته باشند.

گیشا به‌نوعی واسطة هنرهای ظریف و سنتی ژاپن با هنرهای روز است و برای رسیدن به این منظور، تعالیم دشوار و فشرده‌ای را زیر نظر مربیان کارآزموده می‌گذراند که این دورة آموزشی بین پنج الی ده سال طول می‌کشد. گیشا باید با تمرکز و جدیت به یادگیری بپردازد و فروتنی و اخلاق گیشاگری را تجربه کند.

یک گیشای واقعی به‌طور منظم تمام دوران بلوغ و نوجوانی خود را صرف آموزش می‌کند تا به مجموعه‌ای از هنرها و توانایی‌های بیانی و بدنی دست یابد و همین ریاضت و پشتکار جدی است که گیشا را چنین دست‌نیافتنی و در عین حال خواستنی جلوه می‌دهد. تنها تصور اینکه یک گیشای کار‌آزموده باید حدود پنجاه تا صد حکایت و قصة تاریخی و فولکلور ژاپن را بلد باشد و بتواند در مواقع مختلف تک‌نفره این قصه‌ها را روایت کند، اهمیت و دشواری گیشاگری را در حفظ هنر و فرهنگ سنتی ژاپن به‌خوبی نشان می‌دهد و در عین حال وظیفة دشوار زنان را در ایجاد آسایش برای دیگران به‌خوبی مشخص می‌کند. در نهایت آنچه که گیشا با خود می‌آورد رایحه‌ای دلپذیر از شادی، زیبایی، وقار و آرامش در زندگی روزمرة مردم است.

لباس گیشا کیمونو است و رنگ و نقوش کیمونویی که یک گیشا می پوشد با فصل و با سن گیشا تغییر می کند. گیشا بودن در فرهنگ ژاپن شغل با احترام و با ارزشی است و اشتباه گرفتن آن با فاحشگی ، پس از جنگ جهانی دوم به وجود آمده ، در آن دوران فاحشگان برای جلب مشتریان آمریکایی ، مانند گیشا ها آرایش می کردند و خودشان را گیشا می نامیدند در حالی که یک گیشا نباید ازدواج کند یا اگر کرد باید از شغلش کناره بگیرد، او هیچ وقت برای پول تن فروشی نمی کند . 

با خواندن این کتاب متوجه شدم در فرهنگ مردسالار ژاپن این دسته از زنان جایگاه خاصی داشته اند و هنوز هم دارند.

بعد به مصادیقی که این روزها به عنوان خشونت  علیه زنان  مطرح می شود فکر کردم.

مصادیقی که بعضا جزئی از فرهنگ ما هستند و نگرش به آنها از زاویه خشونت یک کمی قابل تامل است و بدون زیرساخت فرهنگی بدتر کار را خراب می کند تا سازنده باشد.

برای مثال اینکه برابری حقوق زن و مرد را مطرح می کنیم ، گروهی می پندارند که این یعنی زنی که کار می کند نباید توی خانه دست به سیاه و سفید بزند ولی در حقیقت برابری حقوق در امر خانه یعنی هر کس پول بیشتری به خانه بیاورد توی خانه کار کمتری خواهد کرد و اگر حقوق زن بخور و نمیر است و فقط به اندازه مایحتاج شخصی اوست هر چقدر هم زمانش صرف کار بیرون شود دلیل نمی شود کار خانه را لنگ بگذارد.

و یا وقتی مرد حقوق مکفی ندارد و درامد زن از او بیشتر است مسئولیت هایش در خانه از زن بیشتر است.

و پشت این قانون مشکلات اساسی تری نهفته است.

مثل عدم برابری حقوق زن و مرد در محیط کار با توجه به تساوی توانایی هایشان.

و یا فشار فرهنگ عامه بر روی کار مردان در خانه.

به هر حال نه به خشونت علیه زنان از یک پروفایل نارنجی بیشتر کار می برد.

این ماجرای پروفایل های نارنجی فقط به ما فهماند که چنین اتفاقی وجود دارد و جماعتی زیاد در گیرش هستند.

اما باید توجه داشت که انجام کار فرهنگی زمان می برد و ساختار می خواهد.

منی که امروز پروفایلم را نارنجی کردم و فردا توی جلسه مصاحبه شغلی تمام زنانگیم را بکار بردم تا نظر مساعد کارفرما را بگیرم هنوز که هنوز است درگیر ب بسم الله هستم.

منی که با پروفایل نارنجی کتاب مکر زنان را به خوبی در ارتباطاتم اعمال می کنم چه دلیلی دارد که جامعه ام تکانی به خودش دهد در راستای احقاق حقوق اولیه ام.

به هر حال برای تغییر باید خودمان را بشناسیم.

جامعه و تاریخمان را بشناسیم و محدودیت ها و توانایی ها را دریابیم تا بتوانیم ساختار را عوض کنیم.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۱۸ دى ۱۳۹۵

امسال سال تمام شدن ها بود.

مثل آخرهای مدرسه که دفترهای مشقت یکی یکی تمام می شوند و به برگ آخر می رسند.

امسال هم سال تمام شدن دفترچه های زندگی من بود.

سال تمام شدن بابا.

سال تمام شدن عمه جان.

سال تمام شدن دورهمی های خانوادگی.

سال تمام شدن مهمانی های خانه خاله جون.

سال تمام شدن کلی اتفاق که دیگر تکرار نمی شوند.

سال تمام شدن عصرهای بالکن دایی جون.

از امسال به بعد دیگر آش لبوی عمه جان را نخواهم چشید.

دیگر سر سال تحویل نمی توانم سربه سر بابا بگذارم.

دیگر روابط با خواهرزاده جان مثل قبل نیست.

با اینکه در طول ده سال گذشته؛ سعی کردم با تمام وجود زندگی کنم و قدر هر لحظه باهم بودن را بدانم ولی حجم خاطرات و تعداد دفترهای به پایان رسیده آنقدر زیاد است که قلبم درد می کند.

حسرت نمی خورم برای کارهای نکرده، چون کم نگذاشتم.

اما تمام شدن ها درد دارند.

دردشان قلبت را می چلاند و نفست را بند میاورد.

 در استانه چهل سالگی خیلی از دفترهایم تمام شد.

شاید باید به کلاس بالاتر بروم....



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ]