سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

پویراز و عایشه گل از خونه ی بحری میرن و عایشه گل بدجور عصبی هست پویراز هم دلداریش میده.

تاشکافا امینه رو میرسونه خونه و یه لباس ورزشی برا عیسی گرفته و میده به امینه که بده به عیسی امینه هم میده و عیسی خیلی خوشحال میشه.

بحری هم داره اخبار مربوط به اسماعیل کارایل رو میبینه که صدرالدین میاد و بحری از صدرالدین معذرت خواهی میکنه ولی بش میگه عاقل باش صدرالدین هم میگه همین که پویراز رو نبخشی کافیه.

صفر میره پرورشگاه که از بچه های پرورشگاه خداحافظی کنه.

عایشه گل و پویراز میرن خونه ی پویراز، عایشه گل ناراحته و میگه امشب برای اولین بار ازش سیلی خوردم،بخاطر تو...پویراز هم میگه من به خاطر تو گلوله میخورم حالا یه سیلی خوردی فقط😂و کلی مسخره بازی درمیاره که عایشه گل ناراحت نباشه.

ذوالفقار میره پیش ملتم و بش میگه از اینجا برو من نگرانتم ولی ملتم میگه من کی هستم که نگرانمی!عشقتم یا خواهرتم؟؟ذوالفقار هم میگه دوستمی..ملتم هم عصبی میشه و بحثشون ذوالفقار هم میره.

صفر میره از بچه ها خداحافظی کنه که میبینه بچه ها خیلی بش عادت کردن و دیگه خداحافظی نمیکنه.

صدرالدین میره پیش سما و با سما دردودل میکنه و میگه عاشق یکی دیگه شدم.

ذوالفقار و تاشکافا و صفر میرن کبابی و تاشکافا بخاطر اون بزغاله که نگهش میداره گوشت نمیخوره و فقط سالاد میخوره،ذوالفقار و صفر هم مسخرش میکنن بحثشون میاد رو ملتم و ذوالفقار و ذوالفقار میگه من ملتم رو دوست ندارم فقط یبار لبامون باهم تماس داشت تاشکافا و صفر هم کلی سربسرش میزارن(این تیکه واقعا خنده دار هست).

صدرالدین میره بخوابه که سوگل میخواد بش نزدیک بشه ولی صدرالدین بش توجه نمیکنه.

صبح:بانو از کلینیک مرخص میشه ولی همش داره نقش بازی میکنه و خوب نشده،زنگ میزنه به پویراز و میگه بیا ببینمت پویراز هم میره.

بحری به همه میگه اسماعیل کارایل باید امروز بمیره ولی سما و مته میگن اینطوری نمیشه و مخالفن ولی بحری فقط میگه باید بمیره.

پویراز میره پیش بانو و بانو میگه سینان رو میخوام و نباید عایشه گل رو هم ببینه پویراز اعصبانی میشه بانو میره تو اتاقش و پویراز هم دنبالش میره بانو همه چیز رو بهم میریزه و پویراز میگه تو هنوز مریضی و میره بعد از رفتن پویراز بانو به خودش مشت میزنه و خدمتکار هم فکر میکنه پویراز بانو رو زده.

منبع کانال تلگرام پویراز کارایل



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

سما زنگ میزنه به عایشه گل ولی بحری میاد و گوشی رو ازش میگیره و میگه بار آخرت باشه که زنگ میزنی بش سما هم میگه هرچی شما بگید.

ملتم و ذوالفقار همدیگرو میبینن و ملتم میخواد از ذوالفقار حرف بکشه ولی نمیتونه و اعصبانی میشه و میره،ملتم به پویراز زنگ میزنه و میگه بابا امروز میاد حالا چکار کنیم؟پویراز هم کلافه شده.

دسپینا میره دیدن بحری و میخواد مانعش بشه ولی بحری قبول نمیکنه،دافنه هم همراه دسپینا میاد و با صفر تو حیاط حرف میزنه،سما هم از پنجره نگاشون میکنه صفر هم متوجه میشه..دسپینا به بحری میگه اگه بلایی سرتون بیاد چی؟بحری میگه قبر من خیلی وقته آمادست،دسپینا هم ناراحت میشه و با دافنه میره.

سینان هم تو مدرسه باز دردسر درست میکنه بخاطر اینکه پلین با یه پسر دیگه دوست شده و به عایشه گل خبرمیدن و عایشه گل هم میره مدرسه ی سینان که بانو هم میاد و سینان رو با خودش میبره.

صفر و تاشکافا و صدرالدین و ذوالفقار میرن سراغ اسماعیل کارایل و ماشین اسماعیل کارایل رو به رگبار میبندن ولی بعدش میفهمن اسماعیل تو ماشین نیست،پویراز با یه نقشه باباشو نجات داده و اونو سوار یه ماشین دیگه میکنه ولی بیخبر از اینکه بحری شخصا در تعقیب پویراز هست.

پویراز باباشو میبره خونه ی قدیمیشون،ملتم هم اونجاست و پویراز و ملتم میگن از همه ی نقشه هات خبر داریم چرا بابای بحری و پسرشو کشتی؟چرا ملتم رو دزدیدی؟چرا میخواستی سینان رو بکشی؟با قاچاق چی ها چکار داری؟...اسماعیل کارایل میگه من مجبور بودم بابای بحری رو بکشم چون اگه نمیکشتمش منو از خانواده طرد میکردن و همش تقصیر بحری بوده که من شما رو ول کردم رفتم چون همش دنبالم بود بقیه ی کارا رو هم افق بدون اطلاع من انجام داد..ملتم حرفای باباشو باور میکنه ولی پویراز نه.

بابای عیسی پیداش میشه ولی با اعصبانیت میاد خونه،تاشکافا امینه رو میرسونه خونه و شوهر امینه تو خونه منتظر هست و وقتی امینه میاد چندتا عکس از امینه و تاشکافا رو میندازه جلوش(این عکسا رو سوگل براش فرستاده)

بانو هم به خدمتکارش میگه بیرون با پویراز قرار دارم ولی میره به یه نفر پول میده که کتکش بزنه.

@poyrazkarayel_series



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

خدایا بی دلیل و با دلیل دوستت دارم

آخر دوست داشتنت دل می خواهد نه دلیل

دل اگر گاهی کم آورد با بودنت دلیلم باش

تو که باشی کافیست، تو فقط باش

خدا

 را به خدا بسپار 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

میان آرزوی من و تو، و معجزه خداوند

 دیواریست به نام ایمان و اعتماد پس

 اگر دوست داری به ارزویت برسی باتمام

 وجود به او ایمان بیاور و اعتماد کن



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

خداوند

هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمیکند...

خدا

 را به خدا بسپار 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

گرفتی جمله بالا رو؟؟ حالا هی بگو خدا خدا چرا من اخه، چرا من فقط مشکلات دارم
:)))
 


ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

خدایا در این ماه بهره‏ ام را از برکت هایش کامل گردان

و راهم را به سوى نیکی هایش هموار نما، و از پذیرفته‏ خوبی هایش محرومم مساز، اى هدایت‏ کننده به سوى حق آشکار

خدا

 را به خدا بسپار 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

تلنگر

در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند،

بچّه ها نمی توانند بزرگ شوند! شاید قد بکشند،

امّا بال و پر نخواهند گرفت ...



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

خداوندا به حق این دعا ها

برس بر داد ما خونین جگر ها

به ما بیداری دل را عطا کن

که درد و رنج و ماتم هست بسیار

بجویم چهره ات در هر چه جویم

ببویم بوی تو در هر چه بویم

خدا

 را به خدا بسپار 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

کاش نامت باران بود… 

آنوقت تمام مردم شهر هم

برای آمدنت دعا می کردند…!



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

خدایا

مرا در این ماه به برکتهاى سحرهایش آگاه کن

و دلم را با روشنایى انوارش روشنى بخش

و تمام‏ اعضایم را به پیروى آثارش بگمار

به نورت اى نوربخش دلهاى عارفان

خدا

 را به خدا بسپار 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

عشق بزرگترین هدیه جهان به انسان است یا فراموشی؟ :)



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

میشه خدا رو حس کرد / تو لحظه های ساده

تو اضطراب عشق و / گناه بی اراده

بی عشق عمر آدم / بی اعتقاد می ره

هفتاد سال عبادت / یک شب به باد می ره

خدا

 را به خدا بسپار 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ! ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﻭ ﭼﺮﺍ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….

ﻭ ﮔﺮ ﺩﺭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ،ﺗﮑﯿﻪ ﺟﺰ ﺑﺮﮐﺒﺮﯾﺎ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ ……

ﺍﮔﺮ ﺟﺰ ﺑﺮ ﺗﻮ؛ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﻟﺬﺕﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ …….

ﻭﮔﺮ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﺎﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….

ﺍﮔﺮ ﺍﺳﻤﯽ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻧﻢ ،

ﻣﻦ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﻢ .……

ﻭ ﮔﺮ ﺩﺭ ﻧﯿﮏ ﺭﻭﺯﯼ؛ﻏﻔﻠﺖ ﺍﺯﺷﮑﺮ ﻭ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….

ﺍﮔﺮ ﻟﻐﺰﯾﺪﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﭘﺎﯾﻢ ، ﺑﺒﺨﺸﺎﯾﻢ.

ﻭ ﮔﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﺵ ﺯﯾﺮﻡ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﺎﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮐﺮﺩﻡ ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….

ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ

ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ......

ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺗﻮﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﺁﻓﺮﯾﻨﺎ،ﻣﻦ ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ...



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند

شاید چون آرزوهایم بلندند

ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید :

امیدی هست ؛ چون خدایی هست

آری ، و چه زیبا نوشته بود

همواره با خود تکرار میکنم،

امیدی هست ؛ چون خدایی هست

خدا

 را به خدا بسپار 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را...



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

ﺧﺪﺍﯾﺎ :

ﺗﻘﺪﯾﺮ اقوام و ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﺗﺎ ﺟﺰ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺒﯿﻨﻢ

ﺧﺪﺍﯾﺎ :

ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻬﺎ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﯼ ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻋﻄﺎ ﮐﻦ..

خدا

 را به خدا بسپار 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

این دیوانگیست ... که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم

این دیوانگیست ... که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم ..

این دیوانگیست ... که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم..

این دیوانگیست ... که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است

به یاد داشته باشیم که همیشه شانس های دیگری هم هستند

تنها باید قوی و پر استقامت باشیم و آرام

و به آرامش هم دست نخواهی یافت

مگر با یاد خدا

بزرگترین اقیانوس دنیا "آرام" است

پس تو هم آرام باش تا بزرگترین باشی



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ]