سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

نظر فراموش نشه

 

نظر بدین 

 

پلیز نظر 

حاضر شدیم بریم بیرون همه دخترا یه سارافون پوشیده بودن با شلوار

 

پسرا یه تی شرت با شلوار .

 

ریوکام_بزنید بریم 

 

موهاش ک رنگ من بود دورش ریخته بود ازاد بود 

 

ولی بقیه دخترا مو هاشونو بسته بودن 

 

راه افتادیم سمت دریا 

 

........

 

واقعه دریا قشنگ بود یهو ریوکام 

 

چیزی ک مومو به ریانا داده بود یه اویز مبایل بود

 

انو کش رفت شروع کرد به دویدن 

 

ریانا_پسش بده

 

ریوکام_نووووووووج 

 

می_بدو بدو ریوکام 

 

نشسته بود رو زی انداز ریوکامو تشویق می کرد 

 

صدای خنده های از ته دل ریوکامتو گوشم بود

 

موهای نازشو باد بلند کرده مهوش بود ک 

 

ریوگا کوبید به پهلوم منو از عالم هپروت در اورد 

 

ریوما_هااااا چتههههههه

 

ریوگا_هیچی دیدتو بزن 

 

ک یهوصدای جیغ ریوکام پیچید 

 

وحشت زده به رو به رو نگاه کردم ریوکام نبود 

 

با ترس وحشت داشتم دنبالش می کشتم ک ریانا دیدم 

 

ک زانو زده بود زمین مدام ریوکام صدا می کرد جیغ میزد  

 

.........

 

همه با دو رفتیم سمت ریانا و دیدیم ریوکام از رو اسکله افتاده تو ابش کم 

 

عمق بوده و سرش با سنگ برخورد کرده و اب خونی خونیه 

 

تزوکا به خودش امد رفت پایین ریوکام کشید بالا گذاشت رو اسکله خودش امد

 

با لا صورتش خون بود توان نداشتم ک وایستم افتادم رو زانو هام 

 

دخترا گریه می کردن جیغ می کشیدن 

 

تزوکا_تنفش خعلی ضعیه نبزشم ضعیفه 

 

از اونجا ی ک خاله عمه تو ویلا بودن اخه ویلا با دریا

 

فاصله ی نداشت نا فقط بودیم 

 

داد ریوگا بلند شد

 

ریوگا_کاپیتان بلندش کن ببرش تو 

 

تزوکابه خودش امد ریکامو گرفت بغلشو

 

رفت سمت ویلا

 

ریوگا_بس کنید انقدر گریه نکنید پاشین بریم دخترا بلند کرد 

 

فرستاد تو 

 

ریوگا_ریوما

 

بهش نگا کردم 

 

ریوگا_بهش بگو ک دوسش داری 

 

ریوما_ندارم 

 

بلند شدم راه افتادم سمت ویلا

 

.....   .......

 



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]