سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

کردستان من

 

باز کردستان من آتش گرفت

رنج بی پایان من آتش گرفت

آه های سرزمینم شعله ور

شد نگاه بی پناهش در به در

ملتهب شد زخم های پیکرش

خون من شد سهم چشمان تَرَش

زخم پشت زخم بر روحش نشست

داغ پشت داغ بغضش را شکست

تا ابد با زخم های ریش ریش

می کند از داغ دل گیشو پریش

آه کردستان من آرام باش!

روح بی سامان من آرام باش!

خوب می فهمم تو را ایمان من !

سربلند ِ پاک ، کردستان من !

آه های شیمیایی رنگ و بو

از حلبچه مانده در عمق گلو

مانده تا انفالِ غم در یاد مرگ

می شوی با داغِ دل همزاد مرگ

گوش هایت پر شد از آهی حزین

از نفس های غم آلود زمین

حنجره ات زخم دارد، وایِ من !

ناله ی سردشت دارد نای من !

سرفه هایت رنگ خون دارد هنوز

طرحی از جنس جنون دارد هنوز

***

آه اکنون زخم کوبانی ست این

پاره ای از روح انسانی ست این

طرح شومِ نفس شیطانی ست باز

فکر خشم و جنگ و ویرانی ست باز

داغِ این زخمی که بر پیشانی ست

ناله ی تفتیده ی کوبانی است

مرد و زن در سایه سار آفتاب  ِِ

سر به پایت می دهند ای حس ناب

هر رگِ حلق تو یک رشته طناب

می کشد دل را به سمت آفتاب

هر رگی تا شد جدا از گردنت

دار خواهد شد برای دشمنت

در گلویت مانده آهی پر نفس

دور خواهد کرد ، از تو خار و خس

سرزمینم تا ابد آزاد باش !

روح بی تابم غرور ماد باش!

" مهری حسینی "



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]