سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

سما زنگ میزنه به عایشه گل ولی بحری میاد و گوشی رو ازش میگیره و میگه بار آخرت باشه که زنگ میزنی بش سما هم میگه هرچی شما بگید.

ملتم و ذوالفقار همدیگرو میبینن و ملتم میخواد از ذوالفقار حرف بکشه ولی نمیتونه و اعصبانی میشه و میره،ملتم به پویراز زنگ میزنه و میگه بابا امروز میاد حالا چکار کنیم؟پویراز هم کلافه شده.

دسپینا میره دیدن بحری و میخواد مانعش بشه ولی بحری قبول نمیکنه،دافنه هم همراه دسپینا میاد و با صفر تو حیاط حرف میزنه،سما هم از پنجره نگاشون میکنه صفر هم متوجه میشه..دسپینا به بحری میگه اگه بلایی سرتون بیاد چی؟بحری میگه قبر من خیلی وقته آمادست،دسپینا هم ناراحت میشه و با دافنه میره.

سینان هم تو مدرسه باز دردسر درست میکنه بخاطر اینکه پلین با یه پسر دیگه دوست شده و به عایشه گل خبرمیدن و عایشه گل هم میره مدرسه ی سینان که بانو هم میاد و سینان رو با خودش میبره.

صفر و تاشکافا و صدرالدین و ذوالفقار میرن سراغ اسماعیل کارایل و ماشین اسماعیل کارایل رو به رگبار میبندن ولی بعدش میفهمن اسماعیل تو ماشین نیست،پویراز با یه نقشه باباشو نجات داده و اونو سوار یه ماشین دیگه میکنه ولی بیخبر از اینکه بحری شخصا در تعقیب پویراز هست.

پویراز باباشو میبره خونه ی قدیمیشون،ملتم هم اونجاست و پویراز و ملتم میگن از همه ی نقشه هات خبر داریم چرا بابای بحری و پسرشو کشتی؟چرا ملتم رو دزدیدی؟چرا میخواستی سینان رو بکشی؟با قاچاق چی ها چکار داری؟...اسماعیل کارایل میگه من مجبور بودم بابای بحری رو بکشم چون اگه نمیکشتمش منو از خانواده طرد میکردن و همش تقصیر بحری بوده که من شما رو ول کردم رفتم چون همش دنبالم بود بقیه ی کارا رو هم افق بدون اطلاع من انجام داد..ملتم حرفای باباشو باور میکنه ولی پویراز نه.

بابای عیسی پیداش میشه ولی با اعصبانیت میاد خونه،تاشکافا امینه رو میرسونه خونه و شوهر امینه تو خونه منتظر هست و وقتی امینه میاد چندتا عکس از امینه و تاشکافا رو میندازه جلوش(این عکسا رو سوگل براش فرستاده)

بانو هم به خدمتکارش میگه بیرون با پویراز قرار دارم ولی میره به یه نفر پول میده که کتکش بزنه.

@poyrazkarayel_series



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]