سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

صفر می ره پیش سما و بعد سما و مته را با هم می بینه و شروع به داد و بیداد می کنه که شما با هم هستید و سما به خاطر تو منو رد کرد می اد اسلحه در بیاره که می بینه نداره. سما هم می ره اسلحه ی خودش را می اره و می گه شلیک کن که ذولفقارمی رسه و نمی اره. مته می گه تو باید بهش بگی و شاید من بهش بگم که تو مریضی که سما قاطی می کنه و می گه من بهت اعتماد کرده بودم. بانو هم از بیمارستان فرار می کنه اول می خواد عایشه گل را با چاقو بزنه که بعد سینان بیدار می شه و اون را با خودش می بره. تو راه پلیس بهش شک می کنه که به مامور می زنه و در می ره و می ره توی یک هتل. سینان از هتل به باباش زنگ می زنه. ولی بانو گوشی را قطع می کنه. پویراز به همون شماره زنگ می زنه و ادرس هتل را می گیره. بعد می ره بالا . عایشه سینان را می بره پایین. بانو می ره توی بالکن که خودش را بندازه پایین که پویراز باهاش حرف می زنه و نمی زاره و بعد بانو را دوباره می برن بیمارستان

در قسمت های بعد شاهد عشق ذولفقار و خواهر پویراز خواهیم بود.



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]