سایت بهترین ابزار


سلام

اومدم بازم بنویسم

خیلی خلاصه از اتفاقای این مدت

9 آذر تولدم بود و قرار بود مجتبی بیاد مرخصی که تولدم پیشم باشه آخه پارسالم نبود

که نشد بیاد بهش مرخصی ندادن

کلی گریه کردم اونقدر گریه کردم ک چشمی برام نمونده بود

خلاصه گذشت منم فراموش کردم قراره بیاد و اتفاق بدتراز اون این بود که دیگ تا آخر خدمتش ینی مرداد 95 هشت روز بیشتر مرخصی نداره

الانم نزدیک 90 روزه اونجاس دیگ فک کنم توی بهمن بیاد...بدش دیگ نمیاد تا بعد از کنکورم

دیگ زیاد نمونده تموم میشه...

شنبه 7 آذر عاطفه و مامانش (مادرشوهر و خواهرشوهرم) اومدن خونمون واسم کادوی تولد آوردن اینم کادوcafe-webniaz.ircafe-webniaz.ir

 

بدش...

کلی ذوق کردم و این حرفا..cafe-webniaz.ir

الانم امتحانای ترمم شروع شده...هیچی هم واسه کنکور نخوندم خدابه دادم برسه  cafe-webniaz.ir



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]