سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۱۸ دى ۱۳۹۵

هفته پیش یکی از خواننده های وبلاگ برام پیغام خصوصی گذاشته بود که کمک کن و ... منم براشون پیغام گذاشتم که چه کمکی از دست من ساخته است ؟ و ...

متوجه شدم با یه آقای متاهلی در ارتباط بوده و از نظر عاطفی بسیار بهش وابسته و حالا 10 روزیه که هیچ خبری ازش نیست

راستش یکم جا خوردم ولی از نظر عاطفی و ... افسرده تر از این بود که من بخوام بگم این رابطه ها بدرد نمی خوره و ... یعنی می شه گفت فقط اون به یک چیز فکر می کرد آیا اون منو دوست داره ؟ و آیا بر می گرده ؟

بنظرم اومد اول باید آرومش کرد بعد در مورد این مسئله باهاش صحبت کنم سعی کردم با صحبتهایی که تو تلگرام می کردیم آرومش کنم که همینطورم شد و خودش که نظرش همین بود

بعد یکم در مورد کیسش صحبت کردیم ایشون نمیدونم دکترا چی داشتن و زن و بچه کوچیک گفته بوده از زنش خوشش نمیومده و زمان عقد می خواسته طلاقش بده دلش سوخته و باهاش زندگیشون رو شروع کردن و الانم که بچه دارن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی خدایی من هر مرد متاهلی که دیدم رابطه ای برقرار کرده با دختری همین ها رو سر هم کرده و گفته !

آخه همشونم بخاطر دختره دلشون سوخته و طلاق ندادن ! اینها چقدر آدمهای با مسئولیتی هستن

راستش منطقم قبول نمی کنه که فرد اونم در این حد تحصیلات از همسری که باهاش مشکل داره بخواد بچه هم داشته باشه !پس فرق تحصیلکرده و بی سواد در چیه ؟!

خلاصه اینکه اوایل آشنایی این دختر خانم چندین بار گفته تو متاهلی و بهتره ادامه ندیم ولی ایشون اصرار اصرار که باید با هم باشیم و حتی یکبارم که پشت فرمون ماشین بوده سکته کرده و رفته بیمارستان و .... و التماس که منو ول نکن

در مورد برخورد و صحبتش می گفت بسیار بسیار چرب زبون و کار بلد در نوع ارتباط با خانمها و اینکه خوب بلد بوده که باید چطور صحبت یا بخورد کنه آقاجون من همینجا اعلام می کنم بنظر من از پسر و مردی که خیلی خوب بلده با خانمها چطور رفتار کنه شوخ طبع و مهربون و چرب زبون و... است دور شید اینها خود خود شیطونن

جالبه ولی خودش می گفت من می دونم اون زنشو دوست نداشت و ... و بهم قول ازدواج داده بوده و گفتم می خوام زن دومم بشی و از این حرفها حالا این خانم چند سالش بود باورتون نمی شه 26 سال و فوق لیسانس من که عکسشو ندیدم ولی خودش می گفت از نظر ظاهر خوبم و کلا ازش سر ترم

وقتی باهاش صحبت می کردم بنظرم بیشتر از اینکه گول خورده بود ناراحت بود و یکجوری می خواست به خودش بقبولونه که اون هنوزم دوستش داره و بر می گرده

بهش گفتم یکماه خودتو رها کن و بزار ببین چی می شه هر چند که ته دلم اصلا دوست نداشتم اینو می گفتم ولی منطقی تاثیری در این روند نداشت فقط بنظرم باید به زمان می خورد و یواش یواش منطقش بیشتر میشد و امیدوار بودم که بهتر می تونست طرفش رو بشناسه و با این موضوع کنار بیاد

متاسفانه این شگرد خیلی از پسرهاست اول برای اینکه یه دختر رو بدست بیارن کلی زحمت می کشن و ... بعد که خیالشون راحت شد که اینم بدست آوردنش و زمانی که دختر بهش وابستگی عاطفی پیدا می کنه رهاش می کنند و میرن و آخرین حرفهاشونم اینکه که تو لیاقتت بیشتر از منه و من فلان مشکل رو دارم و کلی داستانهای دیگه که همشون فقط یه حیله کثیفه من اعتقاد دارم که اگر پسری دختری رو بخواد زمین و زمون رو بهم می دوزه و باهاش ازدواج می کنه و اگر خیلی دوستش داشته باشه و دختر دوست نداشته باشه باهاش ازدواج کنه آروم از زندگیش بیرون می ره و اذیتش نمی کنه

ادامه دارد .................

 

 

 



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]