سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۱۸ دى ۱۳۹۵

خیلی وقت ها کسانی که اینجا را می خوانند به این نتیجه می رسند که اینجا پر از انرژی منفی و غم و غصه است.

بیراه هم نمی گویند.

برای اینکه وبلاگ برای من جایییست برای تخلیه افکار و فشارهای روزمره در غالب کلمات.

بعد هم استین بالا می زنند و باب نصیحت را می گشایند و علی رغم هشدارهای کنار وبلاگ توضیح می دهند که خودت باید شاد باشی و خودت به خودت کمک کنی و از این جملات کلیشه ای.

منهم معتقدم که انسان نباید انتظار از هیچ بنی بشری داشته باشد برای تغییر در زندگیش و باید شرایط را به نفع خودش تغییر دهد و کاری کند که بهترین سود را ببرد که همانا شادی است.

اما در عین حال، معتقدم که رنج و غم انکار ناپذیرند و باید وجود داشته باشند تا انسان بتواند رشد کند و بزرگ شود.

و خوب روش مقابله من با رنج و غم نوشتن است.

نوشتن باعث می شود دیگر ذهنم درگیر نباشد و بتوانم وظایف اجتماعی و انسانی خودم را به خوبی انجام دهم.

وگرنه که زانوی غم به بغل گرفتن کاری ندارد و راحت تر هم هست.

اما چون به ذات موجودی اجتماعی هستم ترجیح می دهم این نوشته ها را در ملا عام بگذارم تا احساس کنم تنها نیستم و انرژی بگیرم.

وگرنه که سالها قبل از همه گیر شدن اینترنت صدها دفتر و کاغذ سیاه شد و گوشه کمد افتاد.

به هر حال هرکس قدرت انتخابی دارد که من بهش احترام می گذارم و تصورم این است که وقتی جایی حال آدم را بد می کند محیط را ترک کند و نه اینکه غر بزند و یا فقط حرف بزند.

البته اینکه من فکر کنم می توانم با تغییر ساختار به حس و حال فضا کمک کنم خوب است ولی اینکه از دور بگویم اینجا خوب نیست و فضایش را عوض کن و حال من بد می شود و .... چاره کار نیست.

چند وقت پیش یکی از خوانندگان مطلبی خوانده بود مربوط به چندسال پیش و از قضا مطلب تلخ و تیره ای بود.

توی ایمیلم برایم عکس دسته گلی فرستاد و دعای خیری.

عجیب چسبید آن حرکتش.

خیلی وقت ها کارهای کوچک حال ما را خوب می کند و نه ادعاهای بزرگ.



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]