سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۱۸ دى ۱۳۹۵
 
چهار شنبه 17 دي 1395 ساعت 19:53 | بازديد : 0 | نويسنده : . | ( نظرات 0 )
پاره شدن پرده بكارت ، در حقيقت نمود خارجي جرياني بسيار پيچيده است كه بايد آن را آغاز "زنانگي" و پايان "دوشيزگي" شمرد.
تازه عروس بنا به طبيعت ، از نخستين اكراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسماني نيست كه اگر همراه با آرامش و خودداري و صبوري مرد باشد خيلي جزئي است. غالبا خود دختر هم نمي داند علت اين هراس و اكراه در كجاست ؟ در واقع تازه عروس در اين مرحله دچار نوعي " شرم " نيز هست . همه اين علت ها را بايد در جاي ديگري جستجو كرد.

 


در حقيقت چون زن در اين مرحله كه وارد حيات زناشويي مي گردد دگرگوني مهمي در برابر خود مي بيند و به زندگي آينده و مسووليت ها و خطرهاي آن مي انديشد و از آن واهمه دارد. همه اين واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شايسته توجه است.
اين وظيفه شوهر است كه وجود اين هراس فطري زن را دريابد و همواره آن را به ياد داشته باشد.بهترين فرصت براي جلب اطمينان زن همين دوره كوتاه است.

معروف است كه زفاف را نبايد با جبر آغاز كرد ، ما مي گوييم در كار پاره شدن پرده دوشيزگي نه تنها جبر نبايد در كار باشد بلكه اين عمل بايد دنباله و نتيجه نوازشي صبورانه و معاشقه اي جانانه باشد و شوهر بايد عروس را به تدريج متمايل و راغب به عمل نمايد نه آن كه با شتابكاري و به كار بردن زور ، تنها حس شهوت خويش را فرو نشاند. در اين صورت تنها جسم زن را تصرف كرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراين شوهر در شب زفاف بايد تمام تمهيدات لازم را به كار گيرد و در نهايت ملايمت و ظرافت عمل كند و بداند كه كوچكترين اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده مي كند كه به آساني التيام پذير نخواهد بود و گاه تا پايان زندگي زناشويي آثار آن بر جاي مي ماند.

از نظر روانشناسي اين دردهاي روحي منجر به پيدايش هزاران نوع اختلالات فكري ، غم و اندوه مزمن مي گردد كه درمان آن بسيار مشكل خواهد بود زيرا اغلب منشا و علت اصلي آن ناشناخته مي ماند.

در واقع علت سرد مزاجي بسياري از زناني كه لذت جنسي نمي برند آن است كه در شب زفاف ناگواري ديده و رنج و تب روحي كشيده اند و اين تالمات در ضمير پنهان آنها مانده و اختلالات جسمي و رواني بعدي را با خود آورده است.

بسياري از امراض ديگر چون پريشان خيالي و بيماريهاي عصبي غالبا در اثر همين رويدادهاي به ظاهر كوچك شب زفاف ايجاد مي شود و گاهي اين عوارض روحي به قدري پيچيده و شديد مي شود كه روان پزشك بايد مدتها وقت صرف كند تا پس از جلب اعتماد و اطمينان بيمار ، شايد موفق به كشف ريشه اصلي اختلال گردد. اين است كه باز تكرار مي كنيم در نوازش و مهرباني و رعايت حال تازه عروس به ويژه در شب رفاف به هيچ نبايد كوتاهي كرد.

هيچ دختري فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه مي خواهد بكند و اگر حجب و حياي عروس يا هر علت ناشناخته ديگر مانع از آن است كه به ميل تسليم شود بهتر است يك شب يا حتي شبهاي متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسماني خو بگيرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسي شود.

عمر انسان آن قدر كوتاه نيست كه چنين شتابكاري لازم باشد و به خصوص در اين دوره ، صبر و متانت و حوصله به پيروزي و كامروايي خواهد انجاميد.

در اينجا بايد يادآور شويم اگر داماد به دليل ضعف نفس و سستي در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتيجه نمي رسد و لازم است اصرار در اين باره خيلي ملايم و صبورانه باشد.

اصولا زن وقتي هم حاضر و راغب به تسليم است طبيعتا مي خواهد بر او ظفر يابند ولي بين فتح عاشقانه و استيلاي وحشيانه تفاوت بسيار است و مرد بايد با فراست دريابد كه هنگام دخول فرا رسيده است.

به طور كلي در هفته هاي اول ازدواج براي نزديكي نبايد پافشاري كرد جز آن كه عروس خود ابراز تمايل كند.شوهر اگر عيبي در بدن زن مشاهده كرد ، هرگز نبايد آن را آشكار كند يا اظهار تعجب كند مبادا زن اندوهگين شود و آن را مايه حقارت پندارد.


ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]